ممسوس

مقبل کسی که بنده اولاد حیدر است ...

ممسوس

مقبل کسی که بنده اولاد حیدر است ...

ممسوس

هر عاشقی دوست داره عشقش فقط برا خودش باشه الا من ، که دوست دارم تو ، عشق همه عالم باشی ! یا علی

85. چرا همه اهل تسنن ذکر نکرده اند ؟

سه شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۳، ۰۳:۳۴ ب.ظ

ممکن است گفته شود که مسأله ریختن به خانه فاطمه (س) و اهانت به آن حضرت و بردن امام به جبر به مسجد اگر واقعیت مى داشت حتماً در کتب تاریخى و حدیثى همه دانشمندان اهل سنّت انعکاس مى یافت چنانچه داستان غدیر و حدیث ثقلین و منزلت در کتب آنان آمده است; امّا داستان احراق و اهانت به دختر پیامبر را چنانچه دانسته شد اهل سنّت جز اندکى، انکار مى کنند و فقط برخى از ایشان آن را در حدّ تهدید ذکر نموده اند.

در پاسخ این سؤال مى گوییم;

اوّلاً: چنانچه از سخنان طبرى و ابن اثیر و ابن خلدون و ابن کثیر و دیگران دانسته مى شود نوعاً علماى اهل سنّت از نقل مسائل و وقایعى که در آن عدالت صحابه زیر سؤال برود خوددارى مى کنند، حالا چه رسد که دامن زنندگان این وقایع ناگوار دستگاه خلافت و شخص خلیفه باشد و افرادى که بر آنها این ستمها و ظلمها رفته، خاندان پیامبر و دختر و داماد و عزیزان او باشند یعنى همان افرادى که دهها روایت در فضائل و مناقب آنها در کتب همین نویسندگان آمده است. پس نقل این حوادث به منزله تقبیح عمل خلیفه و خلافکارى اوست. ازین جهت بعضى ها مثل ابن ابى الحدید که قسمتهایى از آن را آورده اند آن را به عنوان گناه، منتهى گناه بخشودنى مطرح کرده اند که اگر از دستگاه خلافت صادر نمى شد بهتر بود.( شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 6، ص 50) و بعضى دیگر چون ابن کثیر این را حق خلیفه دانسته اند، که افرادى از رعیّتش را ـ مخصوصاً اگر زن باشد ـ از حقّ محروم کند.

تازه این افراد رفتار و کارهاى خلاف عدالت و تقوایى که از دیگران ـ غیر از خلفاء ـ صادر شده است را حمل بر اجتهاد آنها نموده اند تا به عدالت آنها اشکالى وارد نشود، اینها افرادى چون خالد بن ولید، عمرو بن عاص ، معاویة بن ابى سفیان ، ابوالغادیه قاتل عمار یاسر و حتى عبدالرحمن بن ملجم و یزید بن معاویه و همه صحابه چه آنهایى که در رکاب على (علیه السلام) جنگیدند و چه آنهایى که با او وارد جنگ شدند و یا بى طرف بودند و ... همه را عادل مى دانند و کارهاى خلاف عدالت و تقواى آنها را حمل بر اجتهاد و تشخیص آنها مى کنند و آنها را در انجام این کارهاى زشت و ناروا مستحق پاداش نیز مى دانند; زیرا براى مجتهد مخطىء یک پاداش وجود دارد.

چنانچه بیان داشتیم ما این عقیده ـ عدالت و اجتهاد صحابه ـ را در رساله اى به طور مشروح ابطال نمودیم و در اینجا وارد آن نمى شویم.

* * *

ثانیاً: نقل حوادث و وقایع بستگى فراوانى دارد به تعداد شاهدان و ناظران عینى آن حوادث، داستان غدیر و یا ثقلین و ... در بین هزاران نفر مطرح گردید و به همین نسبت ناقلین آنها نیز زیادند، و اگر گروهى از نقل آن امتناع کنند باز عده زیادى هستند که آن را نقل کنند. این به خلاف مسأله ریختن به خانه و اهانت به دختر رسول خدا که تعداد شاهدان عینى این حادثه اندکند، چرا که این حادثه اى بود ناگهانى و بدون اطلاع قبلى ، و شاید اکثر شاهدان آن همان مهاجمین بودند که از سوى ابوبکر براى این کار فرستاده شدند و آنان هم داعى بر نقل خلافکاریهایشان نداشتند. پس این مسأله با داستان غدیر و حدیث منزلت قابل مقایسه نیست، و به همین جهت کمتر نقل شده است، ازین جهت در کیفیّت این امر و اینکه این اهانت از سوى عمر بوده یا قنفذ یا مغیره، اختلاف دیده مى شود ولى همه این روایات متفقند که این امر واقع شده است.

ثالثاً: درست است که نویسندگان اهل سنت داستان غدیر و یا ثقلین و یا احادیث دیگرى را که شیعه از آنها استفاده تنصیص بر امامت امیرالمؤمنین را مى نماید نقل کرده اند، اما در دلالت آنها تشکیک نموده و الفاظ حدیث را تأویل مى برند تا استفاده این معنى از آن نشود، ولى تأویل ماجراى ریختن به خانه ، یا صدمه زدن به دختر پیامبر امرى است بسیار مشکل، از این جهت مصلحت را در آن دیدند که از آن دم نزنند تا در تأویل و توجیه آن گرفتار نیایند.

* * *

رابعاً: ناپسندى و زشتى درگیر شدن دستگاه خلافت براى اخذ بیعت با خاندان رسالت و هتک احترام به ساحت دخت گرامى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. اهانت به زنان حتى در زمان جاهلیت امرى قبیح و زشت شمرده مى شد، و مایه ننگ و عیب اهانت کنندگان و نسل آنها به حساب مى آمد. زشتى و قباحت این عمل در زن باردار و بى دفاع به مراتب بیشتر بوده است.

وَ اِنْ کانَ الرّجلُ لیتناوَلُ المرأة فِى الجاهلیّة بِالفَهْر اَوِ الْهِراوَةِ فَیُعیَّرُ بِها وَعَقِبُهُ مِنْ بَعْدِهِ

به درستى که هر گاه مردى در زمان جاهلیت به روى زنى دست بلند مى کرد و سنگ کوچک و یا چوبى به او مى زد همین باعث ننگ او و فرزندان او مى شد.

حالا چه رسد به اینکه بانویى که با مأمورین خلیفه روبرو شد دختر رسول خدا باشد، کسى که فضائل و مناقب او در گوشها طنین انداز است، و رضاى او رضاى رسول خدا و خشم او با خشم رسول خدا برابرى مى کند. زیرا حرکت ایذایى و بى حرمتى به رسول اللّه اختصاص به حیات او ندارد بلکه بعد از رحلت او نیز باید از کارهایى که موجب ایذاء و اذّیت او مى شود و او را به خشم مى آورد خوددارى کرد.

...و ما کان لکم اَنْ تؤْذُوا رسولَ اللّه وَلا ان تنکحوا اَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ اَبداً، اِنَّ ذلِکم کانَ عِنداللّهِ عِظیماً.

شما حقّ ندارید رسول خدا را آزار دهید و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید که این کار نزد خدا عظیم است.

اِنَّ الذین یُؤذُونَ اللّهَ ورَسُولَه لعنهم اللّه فى الدُّنیا و الاخرة وَاعدَّلهم عذاباً مُهیناً.

آنها که خدا و پیامبرش را اذّیت مى کنند خدا آنها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور مى سازد و براى آنها عذابى خوارکننده است.

حالا نقل حوادث ناگوار و هتک احترام به ساحت دختر گرامى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در کتب اهل سنّت چه چیزى را براى مرتکبین آن عمل باقى مى گذارد؟ و آیا مى توان از چنین بیعتى دفاع کرد براى آن مشروعیّت قائل شد؟ ...

دانشمندان اهل سنّت که خود را در این اشکالات گرفتار دیدند ناچار شدند که یکى را به دست فراموشى بسپارند و در غیراین صورت به قول سنایى غزنوى:

مرمرا باور نمى آید زروى اعتقاد حق زهرا بردن و دین پیامبر داشتن

آنکه او را بر سر حیدر همى خوانى امام کافرم گر مى تواند کفش قنبر داشتن

از حضرت فاطمه نزدیکتر به رسول خدا چه کسى است؟ آیا این اهانت ها و آمدن به در خانه و تهدید به سوزاندن خانه با اهلش که هیچ جاى انکار ندارد و ریختن در خانه و آسیب رساندن به زهرا (س) از نظر دانشمندان شیعه و بردن حضرت على (علیه السلام) با آن وضع نامطلوب و تهدید به قتل و ... آیا این اعمال مخالفت صددرصد با نصّ آیه محکمه «قل لااسئلکُمْ عَلیهِ اَجْراً اِلاَّ الموّدةَ فِى القربى»(سوره شورى، آیه / 23  نیست؟

در پایان این فصل مناسبت داشت مظالمى که بر حضرت زهرا (س) رفته است از: هتک حرمت و اهانت به آن حضرت و سقط فرزندش و... از نظر ادبیات شعرى نیز مورد بررسى قرار گیرد و قسمتى از اشعار شعراى عرب زبان و فارسى سرا نیز مطرح گردد. شعراى بزرگى چون علاءالدین حلّى از علما و شعراى قرن هشتم و معاصر شهید اوّل ، شیخ صالح کواز حلى ، آیة اللّه شیخ محمد حسین اصفهانى (محقق کمپانى) ، آیت الله سید صدرالدین صدر، و کعبى، و سید صالح حلّى از شاگردان آخوند خراسانى و دیگرانى که این حادثه ناگوار را در اشعارشان آورده اند، ولى براى پرهیز از طولانى شدن مقاله از ذکر آنها خوددارى مى شود.

نتیجه مباحث این بخش این مى شود که ریختن مهاجمین به خانه امیرالؤمنین (علیه السلام) مورد قبول دانشمندان شیعه و سنى است . اما در مورد هتک حرمت و اهانت به ساحت دخت گرامى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) با توجه به تصریحات دانشمندان شیعه و زیارتنامه هاى آن حضرت و داستان چگونگى شهادت محسن و اظهارات بعضى از بزرگان اهل سنت با اطمینان مى توان گفت که این امر نیز واقع شده است. اما سکوت و وارد نشدن بعضى از دانشمندان اهل سنت در این باب به خاطر موقعیت خاص زمانى و مکانى آنان بوده است.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی