ممسوس

مقبل کسی که بنده اولاد حیدر است ...

ممسوس

مقبل کسی که بنده اولاد حیدر است ...

ممسوس

هر عاشقی دوست داره عشقش فقط برا خودش باشه الا من ، که دوست دارم تو ، عشق همه عالم باشی ! یا علی

69. روضه

يكشنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۳، ۰۲:۲۶ ق.ظ

... اسماء سلمی دختر ابی‏رافع هست، فضه‏م هست، تو خونه. می‏گن همچین که دیدم صبح پا شد، دیگه خودش پا شد از جا، از اون بستر! اون طوری افتاد! دیدم داره خونه‏رو جارو می‏زنه. یه وقت دیدم رختای بچه‏ هاشو شروع کرد شستن. فضه می‏گه گفتم: خانوم! اجازه بدید من انجام می‏دم این کارها رو. فرمود: نه امروز حالم خیلی خوبه، فضه! امروز دیگه آخرین روزمه. فضه زود تنور رو روشن کن می‏‏خوام برا بچه‏ هام نان طبخ کنم.

خمیر رو که داره درست می‏کنه نمی‏تونه دو دستی کار کنه.(1) دیدم رو ظرفی که خمیر رو پهن می‏کنند هی یه دستی می‏زنه، اشک می‏ریزه. می‏گه: بچه‏هام این دو سه روزه کسی نیست براشون نون درست کنه.(2)

***

زینب می‏گه وقتی موهامو شونه می‏زد لرزش دستشو حس می‏کردم. تا حالا نشده بود این‏طوری سرمو شونه بزنه. فهمیدم دیگه آخرین روز مادرمه. فرمود: دخترم بیا. دیدم بدنشو شست و لباسشو عوض کرد با سختی، کنده نمی‏شد لباس. لباسشو عوض کرد. فرمود: این لباسو نگه‏ دار. نکنه به علی نشون بدی. لباس گلدار منو نکنه به علی نشون بدی.

دستی که بود بالش زینب شکسته شد

دیگر سرشک چشم پرآبم نمی‏برد

گر وقت خواب سر بگذارم به بازویت

از لرزه‏های دست تو خوابم نمی‏برد

***

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

مبادا آن که بیدارت کنم آهسته بوسیدم

همه‏ی سختی بر این بود که زهرا، خودش لباسشو درآورد و لباس دیگری پوشید و غسل کرد. همه‏ی سختی‏اش این بود که این پیراهن از بازو در‏نمی‏آمد. امام صادق علیه‏السلام می‏گفت: خیلی بازوی مادر ما ورم کرد. دیگر خوب نشد.

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

مبادا آن که بیدارت کنم آهسته بوسیدم

آه از نهادش بلند شد، تا بوسید گفت: الهی بشکند دست...

***

نه نه رها کن، اصلاً اون جا نرو. ای خدا می‏شه دست منم مثل دست مادرم ورم کنه. الهی دستای منم ببندند. الهی دستای من ورم کنه. چنان دستای زینب ورم کرده بود از تازیانه که خورده بود.

الهی من بشم قربان حیدر

بشه دستم شبیه دست مادر

وای مادرم، مادرم، مادرم...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی