خدایی خیلی کریمند ...
ممسوس | جمعه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۲، ۱۰:۳۳ ب.ظ

و آنگاه امیرالمومنین به امام حسن علیه السلام فرمودند: « اگر از این ضربت جان به در بردم، خودم میدانم ابن ملجم را چه چاره کنم و اگر ...»
( حتما حضرت می بخشید ، از سفارش های حضرتش راجع به اون ملعون راحت میشه حدس زد .)
***
وارد شد بر برادرش امام مجتبی علیه السلام ... تا حال برادر را دید فرمود : برادر جان چه کسی شما را به این روز انداخته ؟
امام مجتبی علیه السلام فرمود : اگر بگویم ، چه می کنی ؟
ابی عبدالله علیه السلام فرمود : او را به سزای عملش می رسانم .
( اینجاست که باید همه کریمان عالم سر تعظیم فرود آورند ...) فرمود : به خدا قسم ! هرگز نخواهم گفت ... !
***
دید سینه اش سنگینی می کند ... چشمان را به زحمت گشود ... همون قیافه بود که پیغمبر فرموده بود ...
با این حال فرمود : شمر می دانی کجا نشستی ؟!
... بلند شو ! هر چه قولش را به تو دادند ، بیشترش را به تو می دهم ...
فردای قیامت شفاعت جدم را برای تو تضمین می کنم ... بلند شو !!
... با بی شرمی دهان کثیفش را گشود : درهمی از جایزه های عبیدا... ( نستجیربالله ) از تو و جد تو و شفاعتش برای من بهتر است !!
***
در را گشود دید مروان است که سرش را پایین انداخته ... دشمن درجه یک پدر و عمو و جدش ...
درخواست پناه دادن به خانواده اش را داشت ... حضرت سجاد علیه السلام پذیرفت !!
***
...
***
امام رضا علیه السلام فرمودند : امام پدری مهربان و رفیقی دلسوز است ... .
***
...
***
نقل می کند از پله های سرداب مقدس پایین می رفتم که دیدم سید زیبایی با حالتی عرفانی و نورانی ، قنوت گرفته است ... و به این مضمون می فرماید : خدایا ! شیعیان گناهکار من را به خاطر من ببخش ! از ثواب های اعمال من مهدی عج بردار و از گناهان آنها بگذر ...
***
شما که بیگانه را هم می پذیرید ...
- ۹۲/۰۵/۱۱