ممسوس

مقبل کسی که بنده اولاد حیدر است ...

ممسوس

مقبل کسی که بنده اولاد حیدر است ...

ممسوس

هر عاشقی دوست داره عشقش فقط برا خودش باشه الا من ، که دوست دارم تو ، عشق همه عالم باشی ! یا علی

5. 110 فضیلت + پوستر (3در4)

سه شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۳۵ ب.ظ


برخلاف آنچه در اذهان عمومی می‏گذرد،

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، در قرآن جایگاه ویژه ای دارد و

در آیات متعددی به آن حضرت اشاره شده است.

آیاتی چون:

شورى 23، حشر20، مائده 55، رعد13، هود 17، بقره274

بقره 207، بینة 8، الصافات 24، مریم 96، آل عمران103

رعد 7، ابراهیم 35، تحریم 4، حشر 20، الحاقه12، سجده 18

ق 24، بقره43، تکاثر 8، معارج1و ...

و هم چنین آیات:

تبلیغ، ولایت، مباهله، اطاعت، تطهیر، مودت

 

« و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله»

و از مردم کسى هست که جان خود را می‌فروشد (بذل می‌کند) در راه به دست آوردن رضاى خدا.  سوره بقره آیه 207.

ابن عباس روایت می‌کند که در شب هجرت پیغمبر (صلى الله علیه و آله) على علیه‌السلام در فراش وى خوابید و این آیه در شأن آن حضرت نازل گردید. (1)


 « ثم لتسألن یومئذ عن النعیم»

آنگاه در آن روز از نعمت‌ها پرسیده شوند. سوره تکاثر آیه 8 .

از حضرت صادق (علیه السلام) نقل کرده‏اند که فرمود: مقصود از نعیم در این آیه ولایت امیرالمؤمنین و ما است که از آن پرسیده خواهد شد. (2)


 « افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستون»

آیا کسى که مؤمن است مانند کسى است که فاسق است (این دو) در نزد خدا یکسان نیستند. سوره سجده آیه 18.

ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه نوشته است که ولید بن عقبه در مقام مفاخره به على (علیه السلام) گفت من از تو زبانم گویاتر و نیزه‏ام تیزتر و در جنگ شجاع‏ترم! على (علیه السلام) فرمود ساکت شو اى فاسق. آنگاه خدا به تصدیق کلام آن حضرت آیه مزبور را نازل فرمود. (3)


 « فان الله هو مولاه و جبریل و صالح المؤمنین و الملائکة بعد ذلک ظهیر»

البته خدا و جبرئیل و صالح مؤمنین یارى کننده او (پیغمبر  (صلى الله علیه و آله) ) هستند و فرشتگان پس از نصرت خدا پشتیبان اویند. سوره تحریم آیه 4 .

مفسرین و علماى بزرگ اهل سنت نوشته‏اند که پیغمبر اکرم  (صلى الله علیه و آله)  فرمود در آیه مزبور منظور از صالح المؤمنین على بن ابیطالب است. (4)


 « انما انت منذر و لکل قوم هاد»

هر آینه تو بیم دهنده‏اى و براى هر قومى هدایت کننده‏اى است. سوره رعد آیه 7.

از طریق اهل سنت هفت حدیث نقل شده است که مقصود از منذر پیغمبر  (صلى الله علیه و آله) و از هادى على (علیه السلام) می‌باشد. از جمله مالکى در فصول المهمه می‌نویسد که چون آیه مزبور نازل شد رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: من انذار کننده‏ام و على هدایت کننده و به وسیله تو یا على هدایت یافتگان هدایت مى‏یابند. (5)


 « واعتصموا بحبل الله جمیعا»

و همگى بریسمان خدا چنگ زنید. سوره آل عمران، آیه 103.

صاحب کتاب مناقب الفاخرة از عبدالله بن عباس روایت کرده است که ما در خدمت رسول خدا (صلى الله علیه و آله) بودیم عربى آمد و عرض کرد یا رسول الله شنیدم که می‌فرمودى اعتصموا بحبل الله حبل خدا کدام است که به او تمسک جوئیم؟ رسول خدا (صلى الله علیه و آله) دست خود را بر دست على (علیه السلام)زد و فرمود به این شخص تمسک جوئید که این حبل المتین است. (6)

 

 

(1) ینابیع المودة، ص 92/ کفایة الطالب، ص 239.

(2) غایة المرام، باب 48 / شواهد التنزیل، جلد 2، ص 368 .

(3) غایة المرام، باب 152/ مناقب ابن مغازلى، ص 324 .

(4) شواهد التنزیل، جلد 2، ص 255/ صواعق محرقه، ص 144.

(5) فصول المهمه، ص 122.

(6) کفایة الخصام، ص 343 .

 

7. نقل است که پس از شهادت امیرمومنان، حضرت علی علیه السلام، یکی از اصحاب آن حضرت به نام «ضرار» با معاویه روبرو شد. معاویه گفت: «می‌خواهم علی علیه السلام را برایم توصیف کنی!» ضرار - که حالتی غمبار بر وجودش مستولی شده بود-

لب به سخن گشود: «شبی علی علیه السلام را در محراب عبادتش دیدم که از خوف خدا چون مارگزیدگان به خود می‌پیچید و به سان غمزدگان می‌گریست و می‌گفت:«آه! آه! از آتش دوزخ...»، و کلام ضرار که بدین جا رسید، معاویه گریان شد!

 

8. انس بن مالک گوید: روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نماز عصر را با ما خواند و در رکعت اول مقدارى درنگ کرد تا آنجا که پنداشتیم سهو یا غفلتى روى داده است، سپس سربرداشت و گفت: سمع الله لمن حمده، و بقیه نماز را کوتاه خواند، آن گاه با چهره چون ماه شب چهارده خود به ما رو کرد و فرمود: چرا برادر و پسر عمویم على بن ابى طالب را نمى بینم؟ گفتیم: ما هم او را ندیده ایم اى رسول خدا، حضرت با صداى بلند فرمود: اى على، اى پسر عمو! على علیه السلام از آخر صفها پاسخ داد: لبیک یا رسول الله، پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: نزدیک من بیا انس گوید: او پیوسته صفها را مى شکافت و از میان مهاجر و انصار خود را به پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم رسانید ! پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: چرا از صف اول بازماندى؟ على علیه السلام گفت: شک داشتم که وضو دارم یا نه، به منزل فاطمه علیهاالسلام رفتم و حسن و حسین را صدا زدم و کسى پاسخم نگفت؛ ناگاه کسى از پشت سر مرا صدا زد و گفت: اى ابوالحسن به پشت بنگر. به پشت خود برگشتم، طشتى دیدم و در آن سطلى پر از آب و بر روى آن یک حوله. حوله را برداشتم و از آن آب وضو ساختم، آبى بود به نرمى کره و طعم عسل و بوى مشک، سپس روى برگرداندم و نفهمیدم چه کسى سطل و حوله را گذاشت و چه کسى برداشت ! پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم لبخندى در چهره على زد و او را در آغوش کشید و پیشانیش را بوسید و فرمود: آیا تو را مژده ندهم؟ آن سطل از بهشت بود و آب از بهشت برین، و آن که تو را براى نماز آماده ساخت جبرئیل علیه السلام بود، و آن که حوله به دستت داد میکائیل علیه السلام، سوگند به آن که جانم در دست اوست، اسرافیل چندان شانه مرا گرفت "و در رکوع نگاه داشت" تا تو به نماز رسیدى، و به من گفت: درنگ کن تا آن کس که به منزله نفس تو و پسر عموى توست از راه فرا رسد! ( کفایة الطالب:290 ) سوگند به آن که جان محمد در دست اوست، اسرافیل پیوسته دست مرا بر روى زانوهایم "در رکوع" نگاه داشت تا تو "اى على" به نماز من برسى و ثواب آن را دریابى. آیا مردم مرا درباره دوستى تو سرزنش مى کنند حال آنکه خدا و فرشتگان او را در بالاى آسمان تو را دوست مى دارند؟! ( بحارالأنوار117:39 )

 

9. جابر  گوید: نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بودیم که على بن ابى طالب علیه السلام از راه رسید، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: همانا برادرم على به نزد شما آمد. آن گاه رو به کعبه نمود و دست به آن نهاد و فرمود: سوگند به آن که جانم در دست اوست، این و شیعیان او در قیامت رستگارند. سپس فرمود: او در میان شما نخستین کسى است که با من ایمان آورده، و از همه شما به عهد خدا وفادارتر، و به امر خدا عامل تر، و در میان رعیت عادل تر، و در تقسیم منصف تر و نزد خداوند ارجمندتر است. در این وقت این آیه نازل شد : « ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات أولئک هم خیر البریة» ( سوره بینه:7 ) آنان که ایمان آورده و کار شایسته کردند بهترین آفریدگانند" و یاران پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم هر گاه على علیه السلام از راه فرا مى رسید مى گفتند: بهترین آفریدگان آمد. ( مناقب خوارزمى62 بحارالانوار81:40 مجمع الزوائد هیثمى131:9)

 

10. سوگند به آن که جانم در دست اوست، اگر نه این بود که گروهى از یاران من درباره تو همان را مى گفتند که ترسایان درباره مسیح علیه السلام گفتند، همانا سخنى درباره تو مى گفتم که بر هیچ گروهى عبور نکنى جز آنکه خاک پا و آب وضویت را براى تبرک و شفا برگیرند، ولى همین تو را بس که تو از منى و من از تو. ( مناقب خوارزمى:.96 بحارالانوار105:40 )


روی تصویر کلیک کنید .

۹۳/۰۲/۲۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی