ممسوس

مقبل کسی که بنده اولاد حیدر است ...

ممسوس

مقبل کسی که بنده اولاد حیدر است ...

ممسوس

هر عاشقی دوست داره عشقش فقط برا خودش باشه الا من ، که دوست دارم تو ، عشق همه عالم باشی ! یا علی

97. فاطمه (سلام الله علیها ) در پشت درب !

چهارشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۳، ۰۵:۰۶ ب.ظ

در کتاب سلیم بن قیس : (به در خانه على (ع ) رسید. فاطمه (س ) پشت در نشسته بود. عمر آمد و در را زد و ندا داد: پسر ابى طالب ! در را باز کن .
فاطمه (س ) گفت : عمر! با ما چه کار دارى ؟ چرا ما را به حال خودمان رها نمى کنى ؟
گفت : در را باز کن و الا آن را به رویتان آتش مى زنیم ... سپس در را آتش ‍ زد. عمر در را به داخل فشار داد. فاطمه (س ) به طرفش آمد و فریاد کشید: پدر!...)(110)
عمر: (لگدى به در زدم . فاطمه (س ) شکمش را به در چسبانده بود و مانع آن مى شد... در را به داخل راندم و وارد شدم . فاطمه (س ) به گونه اى به طرفم آمد که جلوى چشمانم را گرفت ...)(111)
عمر: (چون به جلوى در رسیدم ، فاطمه (س ) به محض دیدن آنها در را به رویشان بست و شک نداشت که کسى بدون اجازه اش بر او وارد نخواهد شد. عمر لگدى به در کوبید و آن را که از چوب خرما بود شکست . سپس وارد شدند)(112)
زهرا (س ): (و آتش آوردند که خانه و ما را آتش زنند. پس به پشت در تکیه دادم و آنان را به خداوند قسم ...)(113)
عمر: (فاطمه (س ) با دست هایش در را گرفته بود تا مرا از باز کردن آن باز دارد. پس دوباره تلاش کردم . اما نتوانستم . پس با تازیانه به دست هایش زدم . چنانکه دردش گرفت ... لگدى به در کوبیدم . فاطمه (س ) شکمش را به در چسبانده بود تا آن را نگه دارد... در را به داخل راندم و وارد شدم . فاطمه (س ) به گونه اى به طرفم آمد که جلو چشمانم را گرفت . یک سیلى از روى روبند به گونه هایش زدم ، گوشواره اش کنده شد و به زمین افتاد. على (ع ) بیرون آمد. چون احساس کردم که مى آید، به سرعت به بیرون خانه دویدم و به خالد، و قنفذ، و همراهانشان گفتم : از خطر عظیمى نجات یافتم و عده کثیرى جمع کردم ، نه براى اینکه شمارشان از على (ع ) بیشتر شود، بلکه بدان جهت که قلبم بدان تقویت شود، آمدم و على (ع ) را که در محاصره بود، از خانه اش بیرون آوردم ...)(114)

110- بحارالانوار، ج 53، صص 14، 18، 19، 23.
111- بحارالانوار، ج 8، صص 220، 227؛ به نقل از دلائل الامامه .
112- تفسیر عیاشى ، ج 2، ص 67؛ بحارالانوار، ج 28، ص 227.
113- بحار الانوار، ج 30، ص 345.
114- بحارالانوار، ج 1، صص 293 295.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی